نمایش تبلیغ
 
ساخت وبلاگ
 
مدیریت وبلاگ
 
وبلاگها
 

    cheshmakesetare

دعا درمانی

الا بذكرالله تطمئن القلوب

همانا با ذكر خدا دل­ها آرام مي­گيرند

 

در سال‏هاى اخير مراكز تحقيقاتى مهمى در جهان تأسيس شده كه دستور كار آنها بررسى ارتباط بين مذهب و سلامتى است ­و تاكنون صدها مطالعه در اين زمينه انجام شده که نتايج همه اين بررسى‏ها بر يك امر واحد اشاره مى‏كند و آن این است که  «ميزان‏ ابتلاء به بیماری­ها و مرگ در افراد با ايمان كمتر از سايرين است و لذا اين افراد سلامتى جسمى، روانى و اجتماعى و همچنين، طول عمر و رضايت بيشترى از زندگى دارند.» محققين مذكور به اين نتيجه رسيده‏اند كه اصول مشتركى در دستورات مذهبى اديان عمده جهان از جمله اسلام وجود دارد كه از سلامتى پيروان آن‏ها محافظت مى‏كند.

این اصول مشترک ریشه در معنویت ادیان دارد. معنويت  عبارت از اعتقاد به  خداوند  و  يا  قدرت برتر  است. در طب  معنوي  تلاش      مي­شود  از طرق مختلفي قدرت دفاع بيمار و اعتماد به نفس او را افزوده و به کنار آمدن او با مشکلات و بيماريهاي مزمن کمک نمايند. یکی از این عوامل دعا می­باشد. همان ذکر الله. ذکر نام­های خداوند که به معنی باخبر ساختن، خبر گرفتن و توجه کردن ارادی ذهن هوشیار و خود آگاه از آن چیزی که در ناخود آگاه آدمی وجود دارد باعث رفع ابهامات شده و آرامش و اطمینان جایگزین آن  ابهامات مي­گردد .

دعا بر قراري ارتباط با کمال مطلق است، هر چند ممکن است اين کمال مطلق نامهاي مختلفي داشته باشد. دعا گفت و گویی دو طرفه میان خداوند و بنده اوست. دعا اعلام یک ­نیاز به موجودی بی­نیاز، قدرتمند و بخشنده است.

دعا درماني، از ماقبل تاريخ سابقه داشته و نوعي  شفابخشی باستانى است كه با متوجه كردن ذهن و قلب به سوى ذات پروردگار انجام مى‏شود.

بايد دانست دعا درمانی يک روش جايگزين نيست بلکه مکمل ساير درمانهاست که اخیراً جزو اصلی­ترین تحقیقات علمی قرارگرفته است.

تحقيقات‌ نشان‌ مي‌­دهد دعا خواندن‌ و ذكر گفتن‌ فشار خون‌ را پايين‌ مي‌­آورد، ضربان‌ قلب‌ را آرام‌ مي­­كند و از بيماري­هاي‌ مرتبط با سامانه‌ دفاعي‌ بدن‌ پيشگيري‌ مي‌­كند. بيماري‌هايي‌ همچون‌ ديابت‌، بسياري‌ از بيماريهاي‌ پوست‌ و مو، برخي‌ از بيماري‌­هاي‌ كليوي‌ و ريوي‌ و برخي‌ بيماري‌­هاي‌ عفوني‌ به‌ شدت‌ تحت‌ تاثير سامانه‌ دفاعي‌ بدن‌ هستند كه‌ دعا درماني‌ از تعداد موارد و شدت‌ اين‌ نوع‌ بيماري‌­ها در بدن‌ ما مي‌­كاهد. ‌دعا حتي‌ مي‌­تواند در جراحي‌­ها، به‌ بهبودي‌ زودتر بيماران‌ و كاهش‌ مقدار آنتي‌ بيوتيك‌ مورد نياز پس‌ از عمل‌ منجر شود.

همچنين‌ در پزشكي‌ مدرن‌ امروز در تحقيقات‌ متعدد ثابت‌ شده‌ است‌ دعا در درمان‌ بيماران‌ اعصاب‌ و روان‌ و همچنين‌ پيشگيري‌ از اين‌ بيماري‌­ها كه‌ در عصر حاضر شيوع‌ زيادي‌ يافته‌ است‌ تاثير به‌ سزايي‌ دارد.

*        دکتر رندولف بايرد در بيمارستان عمومي شهر سان فرانسيسکو تحقيق جالبي انجام داده است. وي 393 بيمار را که در بخش مراقبت­هاي قلبي بيمارستان بستري بوده­اند در دو گروه قرار داد. در يک گروه به طور مرتب توسط افرادي خاص به عنوان دعا کننده، دعا مي­شد و براي گروه دوم هيچگونه دعايي انجام نمي شد. هر دو گروه درمانهاي دارويي را به صورت مشابه دريافت مي­کردند و از نظر سن، جنس، ميزان ابتلا به بيماري انسداد شرايين قلبي و... يکسان بودند.. ده ماه بعد نتايج شگفت انگيزي به دست آمد. بيماراني که برايشان دعا شده بود 5 برابر کمتر از بيماران دعا نشده به آنتي بيوتيک نياز پيدا کرده بودند. 2.5 برابر کمتر از بيماران دعا نشده دچار انسداد عروق قلب شده بودند و ميزان ايست قلبي در بيماران دعا شده کمتر بود.

*        دكتر دتلولينك استاد روان شناسي عصبي در دانشگاه بن آلمان و متخصص اختلالات و بي نظمي درخواب معتقد است كه به وسيله دعا و نيايش قبل از خواب افراد مبتلا به كابوسهاي مستمر شبانه مي­توانند كنترل خواب خود را دردست گرفته و كابوس تلخ خود را به روياي شيرين مبدل كنند. به گفته دكتر لينك خواندن منظم دعا قبل از خواب مي­تواند از طريق زدودن افكار پليد و ناپاك از ذهن به رهايي افرادي كه از كابوسهاي وحشتناك رنج مي­برند، كمك بزرگي بكند. به گفته اين دانشمند آلماني، شماري از بيماران مستاصل وي با استفاده از اين روش دعا درماني موفق شده­اند تا سلامتي نسبي و خواب راحت خود را مجددا بازيابند.

*        ويليام جيميز معنقد است، آدمي در تلاش هاي خود ذخيره و انرژي رواني خود را از دست مي­دهد و تنها منبعي که مي­تواند آن انرژي را جبران نمايد، اتصال به قدرت لايزال الهي است و این اتصال حاصل نمي­گردد، مگر با دعا و مناجات.

*        دکتر هوبرت بنسون نیز در کنفرانس ارزش­هاي درماني دعا اعلام کرد:  دعا خواندن مغز را بکار مي­اندازد، عوارض ايدز را کاهش مي­دهد، از فشار خون مي­کاهد، نازايي را درمان مي­کند. ....تکرار دعاها باعث کاهش ميزان تنفس و فعاليت موجي مغز مي­شود و گاهي چنان قدرت درماني دارد که نياز به عمل جراحي يا درمان پر هزينه دارويي را از بين مي برد.

*        يک دانشمند ژاپني، به نام دکتر ماسارو اموتو با تحقیقی که به‌ وسيله فيزيک کوانتومي انجام داده است، دست‌آوردهاي خارق‌العاده‌اي در مورد نيروهاي فکر و انديشه، الفاظ و کلمات، احساسات، دعا، و انواع صداها پيش روي ما گذاشته که شعور ذاتي و هشياري اشياي پيرامونمان را ثابت مي‌کند را بدست آورده است.

طبق اين کشفيات، نه‌ تنها ما مي‌توانيم خيلي از مشکلاتمان را از طريق اين نيروها، به ‌خصوص نيروهاي معنوي و الهي، برطرف کنيم؛ بلکه مي‌توانيم بر ديگران و محيط پيرامونمان اثر گذاشته و زندگيمان را بهتر و شيرين‌تر کنيم.

*        الكسيس كارلفيزيولوژيست مشهور در اين باره مي‌گويد: «دعا و نماز قوي‌ترين نيرويي است كه انسان‌ها مي‌توانند ايجاد كنند؛‌ نيرويي است كه چون قوة‌ جاذبة‌ زمين،‌ وجود حقيقي دارد. از راه دعا، بشر مي‌كوشد نيروي محدود خود را با متوسّل شدن به منبع نامحدودي چون خدا افزايش دهد. هنگام دعا،‌ خود را به قوّة محركة پايان ناپذيري كه تمام كائنات را به هم پيوسته است،‌ متصل مي‌کند و از او قدرت مي­گیرد. آثار دعا و نيايش در فعاليت‌هاي مغزي انسان يك نوع شكفتگي و انبساط باطني و گاه قهرماني و دلاوري را تحريك مي‌كند . »

 دعا درماني‌ براي‌ مسلمانان‌ بسيار قابل‌ لمس‌­تر است‌ چون‌ در آموزه‌­هاي‌ ديني آنان‌ به‌ توسل‌ و توكل‌ الهي‌ تاكيد بسياري شده و دعا  منبع بزرگی از آرامش و اطمینان مي باشد. اما محققان‌ غربي‌ كه‌ به‌ دوري‌ مردم‌ در غرب‌ از دعا و معنويت‌ واقفند به‌ تازگي‌ به‌ تحقيق‌ در اين‌ باره‌ علاقمند شده‌اند و قصدشان معرفی انواع معنویت درمانی است. 

 

تهيه و تدوين  : یگانه

منبع : اینترنت  

پيام هاي ديگران        PermaLink        شنبه، 26 آبان، 1386 - cheshmakesetare

نقش هوشياري در درمان

آيا تا به حال با كساني برخورد نمو­ده­ايد كه دچار بيماري­هاي خاموش،مرموز و پنهاني بوده­ باشند؟  منظور آن نوع بيماري­هايي است كه در ابتدا آهسته و بدو­ن كوچكترين علائمي، ذره ذره به و­جود شخص رسو­خ كرده و زماني خو­د را بروز مي­دهندكه برخي نشانه­ها، كه البته از نظر فرد بيمار هم كم اهميت بو­ده، بالاخره  او را وادار نموده به پزشك مراجعه نمايد و زماني با حقيقتي تاسف بار رو­برو شو­د كه به اصطلاح كار از كار گذشته است ؟! 

در چنين شرايطي درست همان زمان كه فرد گمان مي كند جسمي سالم و بدون اشكال دارد ريشه­هاي بيماري و  در برخي موارد  مرگ و نابودي جسم او را بطور پنهاني تهديد كرده و چه بسا غفلت از اين وضع او را به ظهور شديد بيماري و گاهي مرگ بكشاند.هوشياري و توجه به كمترين علائم ظاهري، مراجعه به پزشكي متخصص، انجام آزمايشات تشخيصي و طي نمودن روال معمول درماني درچنين وضعيتي مي تواند در تغيير سرنوشت فرد بيمار تاثير بسزايي داشته، و گاه او را از مرگ نجات دهد. البته همه بيماري­ها به اين شكل، مرموز و پنهاني نبوده و تشخيص آنها دشوار نيست و اغلب نشانه­هاي آشكاري دارند. اما در مورد بيماري­هاي دروني و باطني، اوضاع به گونه­اي است كه لزوم هوشياري و تو­جه دائمي به وضعيت دروني، حياتي است. شايد به همين دليل باشد كه گفته می شود :

در هر لحظه خود را بشناسيد و بر خود آگاه شويد. اين اولين گام در خود شناسي است . ببينيد كه داريد چه كار مي كنيد ؟ چه مي گوييد؟  چگونه رفتار مي­كنيد؟ در اين لحظه، كه هستيد و چه هستيد ؟ داريد به كجا ميرويد ؟...

به معناي انديشه­ها، رفتار و گفتار خود به دقت توجه كنيد و مفهوم ­شان را دريابيد. هر چه عميق­تر توجه كنيد شگفت زده­تر و متعجب­تر مي­شويد و بي اراده ندا در مي­دهيد  كه واي بر من   و اين واي بر من نجات بخش است زيرا ناشي از آگاهي شما بر نقص ها، زيان ها و اشتباهات است. اين آگاهي هدايت كننده و گشاينده است . ...

به نظر مي­رسد كه اين واي بر من نويد آگاهي بر وضعيت موجود و شروع روند درمان باشد . چرا كه تا وقتي از بيماري و ناتواني و ضعف­هاي دروني باخبر نبوده و در توهم سلامتي و صحت باشيم به فكر درمان و چاره دردمان نخواهيم بود. اما زماني كه ناظر و مراقب اعمال خود باشيم و لحظه اي از فكر اصلاح خود غافل نمانيم شايد نشانه­ي اين است :

 ... كه آنقدر حساس بوده ايم كه درك مي كنيم زشت هستيم ، حالا مي خواهيم زيبا شويم. فهميده­ايم كه ضعيف و ناتوان هستيم اما مي­خواهيم بزرگ و توانا باشيم . تاريكي زندگي خود را به اندازه­هاي مختلف تجربه كرده­ايم،حالا نور مي­خواهيم و نورانيت ....

شرح و تفسير : ماندانا .م

ادامه دارد ...

پيام هاي ديگران        PermaLink        شنبه، 12 آبان، 1386 - cheshmakesetare

توصيه هاي وارونه (قسمت دوم)

بخوانيد و وارونه عمل كنيد !!!

  1. از آنجايي كه تحرك باعث سلامت  قلب است، تا مي توانيد از ورزش دوري كنيد!

  2. براي آن كه زندگي پر هيجاني داشته باشيم ، هر گونه دردهاي دستگاه تنفسي و گوارشي را به قلبمان مرتبط كرده و خود را از اضطراب و هيجان محروم نكنيم!

  3. از آنجايي كه تحقيقات اخير مهمترين عامل بروز بيماري هاي قلبي را تغذيه نادرست اعلام كرده است لطفاً به تذكرات عمومي ذيل توجه ويژه اي كنيد :

         در رژيم غذايي خود مواد پر چربي را جاي دهيد! چون اثر مستقيم بر آسيب هاي قلبي مي گذارند .

    اگر مي خواهيد اطراف قلبتان پر از بافت هاي چربي شود روغن هاي اشباع شده مانند روغن هاي جامد حيواني و نباتي را مصرف كرده و از انواع روغن مايع ذرت و آفتابگردان دوري كنيد!

     به دليل آسيب رساندن جدي ، مواد غذايي راكه داراي كلسترول بالايي هستند، مانند گوشت قرمز شير و ماست پر چرب سوسيس و كالباس  - شيريني پر چرب خامه و انواع سس ها كله پاچه جگر مرغ قلب و مغز گوسفند ميگو و ...فراموش نكنيد. اين  تغذيه خطرناك را بيش از 3 بار در هفته مصرف كنيد!

      براي كمك به بالا رفتن فشار خون مصرف  نمك و تنقلات وابسته خوشمزه آنرا  ( پفك چيپس خيار شور- ...) فراموش نكنيد!

 

         سبزيجات از دوستان  خيرخواه قلب و عروق هستند. بنابراين از مصرف انواع سبزيجات و جوانه ها جداً پرهيز كنيد!

     خريد  نان هاي سنگك و بربري و انواع نان هاي سبوس دار را ازسبد خانواده خارج كنيد! چون با اين كار كمك خوبي به كمبود ويتامين  B  خود مي كنيد .

     از خوردن گوشت ماهي قرص هاي مكمل ويتامين E و امگا 3 به شدت اجتناب كنيد! چون براي سلامتي قلبتان  بسيار مفيد هستند .

      تهيه غذاها به صورت كبابي، تنوري، آب پز يا بخار پز براي سلامتي بدن به خصوص قلب بسيار خوشايند و خوب  است  بنابراين سعي كنيد غذاهاي خود را به صورت سرخ شده مصرف نماييد!

 

4-     جهت سخت شدن شريانها تا مي توانيد به فشار خون خود اهميت بدهيد و آنرا بالا نگه داريد!

5-  اگر داراي وزن اضافه هستيد به ياد داشته باشيد ، حتي اگر به قلب شما فشار وارد كند مهم نيست !!

6-  با در نظر گرفتن تأثيرات شگفت انگيز مصرف سيگار بروي قلب ، خود را از مصرف دخانيات و دود لذت بخش سيگار محروم نكنيد . هر چه بيشتر بهتر!!

7-  از آنجايي كه وراثت نقش اساسي در بروز بيماري هاي قلبي دارد، دانستن اين سابقه جز افسردگي چيزي به همراه ندارد پس لزومي به كنجكاوي و اتخاذ تدابير لازم از طرف شما ندارد!

8-  قرار گرفتن در محيطهاي پر تنش و استرس زا را فراموش نكنيد! اكسيري براي ناراحتي هاي قلبي است .

9- اگر تحت فشارهاي رواني سخت قرار گرفتيد و واكنشهاي تند و عصبي از خود  بروز داديد نگران قلبتان نباشيد! احتمالاً او قوي تر از اين حرفهاست كه به ايستد و يا درد بگيرد!!!

10- حرف ديگران را كه از استرس خود بكاهيد و يا از آن دوري كنيد را نشنيده بگيريد مگه ما نسبت به مسائل خود مي توانيم  مثل سيب زميني باشيم!!

11- احيانآ اگر دردي در ناحيه سينه و قلب خود حس كرديد و بيش از نيم ساعت ادامه داشت، ممكن است احتمال سكته قلبي را افزايش بدهد ولي لزومي ندارد شلوغش كنيد و به پزشك مراجعه كنيد!!

12- اگر در هنگام درد احساس تعريق سرد، تهوع و استفراغ ، احساس خفگي و تنگي نفس ، ضعف و منگي داشتيد، باز هم شلوغش نكنيد و به كار خود ادامه دهيد ممكن است علائم مرگ باشد!! ای با­با زندگي چه ارزشي دارد ؟!!

13- لازم به ذكر است كساني كه يك بار دچار سكته قلبي شده اند و يا در خانواده خود سابقة اين بيماري را دارند ضروريست  بيش از افراد ديگر به  تذكرات ذكر شده پايبند باشند!!!! 

14- بد نيست يك خبر از افراد بدبين!! برايتان ذكر كنم البته شما اهميت ندهيد! خبر گزاري ايسنا شايعترين علت مرگ در ايران را بيماريهاي قلبي و عروقي اعلام كرده است كه روزانه بين 300 تا 800 نفر است!  (عجب، چه حرفها !!! )

فقط فراموش نكنيد كه وارونه عمل كنيد در غير اينصورت مسئوليت زندگيتان با خودتان است !!!!

پيام هاي ديگران        PermaLink        چهارشنبه، 2 آبان، 1386 - cheshmakesetare

 

توصیه های وارونه

اگر به اطرافمان نگاه كنيم به شكلهاي مختلف، پيامهاي متنوعي دربارة سلامتي و راههاي حفظ آن مي بينيم. در راديو، تلويزيون ، كتب و نشريات و اينترنت ... برنامه و بخشهاي زيادي براي تغيير عادات منفي زندگي، روشهاي صحيح تغذيه، انجام فعاليت هاي بدني وجود دارد كه مي تواند نقش مهمي در بالا بردن دانش پزشكي و اطلاعات عمومي مان داشته باشد وليكن طيف وسيع مراجعه كنندگان به مراكز پزشكي، درماني و كلاسهاي مختلف نشان دهندة اين است كه اين ضرورت، هنوز كاملاً شناخته نشده است. اما به راستي تا چه اندازه به اين نكته ها توجه و عمل مي كنيم ؟ در دنياي معاصر هر روز وضعيت تغذيه بشر به سوي بحران بيشتري كشيده مي شود و گويي تمامي سفارشات تخصصي و تجربي به آساني ناديده گرفته شده وشواهد نشان مي دهد كه حتي عكس آن نيز اجرا مي گردد . شايد ديگر از نصيحتها و سفارشات مختلف تخصصي و غير تخصصي فراري هستيم . به هر حال بد نيست چند صباحي توصيه هاي وارونه اي در زمينه تغذيه داشته باشيم تا شايد گامي در جهت سلامتي دوستاني كه عادت به انجام توصيه هاي مثبت ندارند برداشته باشيم !!

 پس بخوانيد و وارونه عمل كنيد .

 بخش اول : دستگاه گوراش

از آنجايي كه معده مهمترين بخش دستگاه گوارش است، توصيه هاي وارونه خود را از اين بخش آغاز مي كنيم!

1. از آنجايي كه افزايش اسيد معده كمك زيادي جهت فرسايش ديواره هاي آن مي كند و زخم معده را بوجود مي آورد جهت سرعت بخشيدن به اين امر تا مي توانيد معده خود را خالي نگه داريد!

2. غذاي خود را در محيطي پر تنش صرف كنيد. البته اگر عصباني و مضطرب نيز باشيد بهتر است چرا كه در اين ميان هوا نيز بلعيده شده و دچار درد شيرين نفخ هم مي شويد!

3. براي تشديد درد شيرين نفخ مي توانيد غذايتان را سريع و تند نيز ميل كنيد!

4. براي اينكه معده تان نتواند برنامه ريزي مناسبي براي فعاليت هاي خود داشته باشد بي نظمي در زمان غذا خوردن بسيار لازم و ضروري است !

5. اگر مي خواهيد شب هاي خوبي داشته باشيد و در طول آن چند بار از درد معده بلند شويد، پس از صرف شام فوراً به رختخواب برويد!

 6. غذا هاي چرب و تند ، نمك و ادويه جات علاوه بر احساس خوبي كه در معده ايجاد مي كند و چون زمينه ساز بيماري ها ي آن نيز هست، خود را از اين حس محروم نكنيد!

7. براي انكه معده تان تركيبات شيميايي مفيد را دريافت و جذب كند، مصرف انواع ساندويچ ها / پيتزا / چيپس و تنقلات بيشتر فراموش نكنيد!

8. نوشيدن الكل مي تواند سوراخهاي جذابي در ديوارها ايجاد كند و اگر به اين جذابيت ها و علائم بعدي آن علاقمنديد مصرف آنرا فراموش نكنيد!

 9. سعي كنيد از ميان مسكن ها آسپرين را انتخاب كنيد!

10. براي استراحت، اتاق سيگاري ها را انتخاب كنيد! چون علاوه بر ريه براي اعصاب معده نيز بسيار مفيد است!

 11. صرف ميوه هاي آهنين مانند نخود و لوبيا بد نيست چرا كه معده ساعتها مشغول و سرگرم هضم آنها خواهد شد !

12. از آنجايي كه نوشيدن آب حجم زيادي از معده را پر مي كند، آب خوردن روي غذا بسيار توصيه شده است!

 13. استفاده از غذاهايي كه با روغن زياد سرخ شده است در اولويت غذايي خود و خانواده تان قرار دهيد!

14. خريد و مصرف نوشيدنيهاي گاز دار مانند كوكا و پپسي و... را فراموش نكنيد!

 15. از مصرف شير و آب ميوه نيز پرهيز كنيد!

16. از مصرف الياف گياهي، ويتامين ب كمپلس ، نشاسته ، سبزيجات و ميوه ها به شدت پرهيز كنيد!

 17. مسخره كردن افرادي كه در ساعت معيني غذا ميل مي كند را فراموش نكنيد!

 18. سالاد تازه ، ماست ، سوپ، انجير، سبوس جو، عدس پخته، گندم سياه، دانة زيره ، گل بابونه، برگ نعناع، رازيانه، زنجبيل، زعفران و سير را از خانه و آشپزخانه و سفره خود دور كنيد!

 19. به هيچ عنوان گول دوستان را براي ورزش كردن نخوريد!

 20. تا آنجا كه مي­توانيد عسل را از خانه خود دور كنيد و نگذاريد كسي شما را وادار به خريد و مصرف آن كند!

21. به تازگي از يك پژوهشگر هندي شنيده شده كه موز براي معده مضر است شما نيز در جريان باشيد!

 22. و مهمترين توصيه اي كه لازم است آنرا نيز شنيده باشيد اين است كه در زماني كه دچار استرس مي­شويد و فشارهاي رواني و روحي احاطه تان كرده است يادتان باشد از استراحت و گرفتن دوش آب سرد دوري كنيد!

موفق باشيد!

پيام هاي ديگران        PermaLink        يكشنبه، 22 مهر، 1386 - cheshmakesetare

شفای الهی

شاید اگرمانند برخی از اولیاء خاص الهی چشم باطن بین داشتیم ،نظرمان نسبت به بیماری و سلامتی به کلی دگرگو­ن می شد. نشانه های یک بیماری آ­نطو­ر که ما عموما از آنها آگاه می شویم اغلب در سطح جسم و یا حتی درلایه های درونی­تر یعنی در سطح ذهن و روان قابل تشخیص هستند اما آیا بیماری به همین دانسته های جسمی و ذهنی مربو­ط می گردد؟

آیا سردرد و سرما خوردگی یک بیماری محسوب می شود اما کینه ورزی و انتقام جویی سلامتی است؟

آیا ضعف بینایی یک اختلا­ل و بیماری است اما خیانت چشم ها سلامتی؟ به نظر شما سرطان خطرناک­تر است یا حسادت؟ ناراحتی­های گوا­رشی جدی­تر است یا مال حرام خوردن؟

هر چند زمانیکه نشانه­های یک بیماری در جسم ظاهر می­شو­د در وا­قع می تواند هشداری برای توجه به پیام آن باشد و غالبا قصد آن، تو­جه دادن فرد به درون و باطن خو­د بوده و در همین راستا در ریشه­یابی بیماریهای جسمی به بسیاری ا­ز خصوصیات درونی می رسیم. اما مراقب باشیم حتی در صورت سلامت ظاهر از بیماریهای درونی خود غافل نباشیم .

 اگر جذام جسم انسان را می خورد و نابود می کند ،انواع تحریف ها در حوزه الهی (... )‌مانند جذام روح است . چگونه از عوامل جذام جسم دوری می کنیم اما از آلودگی به جذام روح پروایی نداریم؟ 

یک روح جذام گرفته را تصور کنید!!

به راستی اگر قرار باشدحتی معشوقی زمینی را ملاقات کنیم تمام تلاشمان اینست که زیبا و جذا­ب و دوست داشتنی باشیم اما آیا فرامو­ش کرده­ایم که هر لحظه در پیشگاه معشوق حقیقی قرارداریم و او تمام باطن و روح و خصو­صیات و ویژگی­های درونی­مان را در لحظه لحظه هستی­مان نظاره می­کند؟ آیا آنقدر زیبا هستیم که درهر لحظه آمادگی رویارویی با معشو­ق حقیقی و درک حضو­ر­الهی را داشته باشیم .

 چگو­نه می­توان با ضعف و بیماری و زشتی به درگاه الهی بازگشت؟

هر چند سلامتی و حتی شفای جسم می تواند نویدی بر بهبود وضعیت فرد در باطن او نیز باشد اما از  شفای روح و باطن خود نیز نباید غا فل شویم . زمانی می توانیم بگوییم که فردی سلامت هستیم که تمام زندگی­مان بر پایه عشق به خداوند و آفریده های او باشد. زمانی که خبری از زشتی­های درونی و بیرونی در ما نبا شد. زمانی است که خود جلو­ه­ای دوست داشتنی از محبوب یگانه باشیم .

اگر تمام ابعاد وجودمان را اصلاح و درمان کنیم می­توانیم خود را سلامت و شفا یا فته بدانیم .

وکدام طبیب برتر از عشق ؟ چه حکیمی فرزا­نه­تر ازخداخواهی و خدامحوری؟ چه معلمی داناتر از حضو­ر و شعور الهی؟

الهی با نو­ر و حضو­ر شفا بخشت ما را در زمره شفا یافتگان درگاهت قرار ده .

                                                                                  آمین یا رب العالمین

 

 

 

پيام هاي ديگران        PermaLink        چهارشنبه، 11 مهر، 1386 - cheshmakesetare

كليدي براي قفل گرفتاريها

در سلسله مقالات قبل بخشهاي مهمي از آموزه هاي «درمان هماهنگ» را توضيح داده و تا اينجا رسيديم كه برخي از بيماريها نه تنها عامل شر و نابودي نيستند بلكه ممكن است براي انسان خير و بركتي هم به همراه داشته و يا نقش پناهگاه و حفاظت كننده را براي او بازي كنند.

با اينكه محوريت اين آموزه ها را مقوله بيماري و درمان تشكيل ميدهد اما لازم است تصريح كنيم كه اين حوزه تنها شامل جسم و مشكلات آن نمي شود. منظور اين است كه الگوي درمان ديناميك در برطرف كردن مشكلات غير جسمي هم كاربرد دارد.

بسيارند افرادي كه در روابط، افكار و حتي وقايع زندگي شان دچار بيماري و مشكل شده و نيازمند بازگشت تعادل و به اصطلاح درمان اند. و با جرأت مي توان گفت كه آموزه هاي جامع درمان هماهنگ قابل تعميم به حوزه هاي وسيعتر زندگي است و با كمك آنها مي توان براي رفع گرفتاري ها اقدام كرد و براي مشكلات چاره انديشيد .چيزي كه باعث شد اين موضوع را عنوان كنم اتفاقي بود كه از آن برايتان خواهم گفت.

چندي پيش براي انجام تشريفات قانوني كاري به يكي از نهادهاي انتظامي مراجعه كرده بودم. در سالن انتظار خانمي دركنارم نشسته بود كه استيصال و نگراني بوضوح از نگاهش مي باريد. سر صحبت مان باز شد و فهميدم علت نگراني او دامي است كه فرزند جوانش ناخواسته در آن افتاده و اكنون به خاطر كار غير قانوني فرد ديگري در بند قرار گرفته. از شرح مشكل او مي گذرم اما در حين گفت و شنودمان دو نكته توجه‌ام را جلب كرد كه باعث شد اين مطالب را بنويسم.

پس از اظهار تعجب آن خانم از حكمت و چرايي موضوع و اينكه نمي توانست بفهمد چرا فرزندش به گناه ناكرده گرفتار شده به او گفتم كه شايد حكمت اين اتفاق حفاظت او از خطري بزرگتر باشد. با توجه به اينكه مشكل پسرش ناشي از معاشرت با يك فرد ناباب (اما ظاهر الصلاح) ايجاد شده بود متوجه شدم كه حرفم او را به فكر واداشت و نقطه اي را در ذهن اش روشن كرد كه پيش از اين متوجه‌اش نبود. چون با چيزهايي كه او تعريف مي كرد دستگيري پسرش قبل از وقوع جرم اتفاق افتاده بود و واضح بود كه بدون اتفاق افتادن اين وقايع، احتمال وقوع جرمي سنگين و حتي اعدام آن پسر بسيار زياد بود.

در بند افتادن فرزند اين شخص به ظاهر يك اتفاق ناگوار بود اما او متوجه نبود كه اين واقعه به ظاهر ناخوشايند پسرش را از چه شر و مصيبتي نجات داده .

اما نكته مهم تر اين بود؛ بعد از اينكه صحبت مان به موضوع دعا و نذر و سپردن به خدا براي رفع مشكل‌اش كشيده شد از او شنيدم كه با نااميدي گفت : اين روزها دعا و نذر هم ديگر بي اثر شده .

اين حرفش مرا تكان داد. چون اين نگاهي است كه اكثر افراد نسبت به تاثير ذكر و دعا و پاسخگويي خداي زنده اي دارند كه خود فرموده : « با شما هستم .مي بينم و مي شنوم »[1]. در حوزه تخصصي‌ام بسيار ديده ام كه بيماران و گرفتاران ديگر هم از اين نگاه مستثني نيستند.

 احساس تاسف كردم و ناراحت شدم از اينكه چرا رويكرد عموم مردم نسبت به استجابت دعا اين چنين شده و چرا نسبت به اثرگذاري نام خداوند و خواندن او نااميد و مايوس شده اند.

به راستي چه چيزي باعث مي شود كه ما فكر كنيم خدا را بايد بسيار خواند تا اندكي جواب دهد و چرا دعاهاي برخي در اين روزگار كمتر مستجاب مي شود؟ آيا راه استجابت دعا بسته شده؟ مگر او خود نفرموده است كه « ادعوني استجب لكم»؟ آيا نعوذ بالله خداوند از قول خود برگشته و يا ديگر با ما نيست ، نمي بيند و نمي شنود؟

در آموزه هاي مقدس اين چنين آمده كه «بخششِ پيش از خواستن و پاسخِ قبل از سؤال »از روش‏هاي خداوند است پس كجاي كار اشكال دارد كه بيشتر مردم فكر مي كنند اين روزها دعا و نذر هم بي اثر شده ؟

در امر بيماري و درمان نيز اين موضوع تا حدي زيادي شايع است. برخي مي پرسند: اعتقاد به اين موضوع كه اسم خدا درمان بيماري است يا اگر دعا بخوانيم بيماري‏مان درمان مي‏شود و مواردي از اين نوع، جزو اعتقادات معمول مردم در بيشتر نقاط دنيا است. اما علي رغم آن، ما شاهد بيماري‏هاي ريز و درشت بسياري در بين مردم هستيم. اگر واقعا چنين اعتقادي مي‏تواند كمك كند پس چرا بيماري‏ها تا اين اندازه در بين مردم شيوع و گستردگي دارند؟

پاسخ اين است كه « اگر نام‏هاي خداوند واقعاً خوانده شوند، شفادهنده‏اند. اما اگر از سر غفلت و بي‏توجهي بيان شوند نبايد انتظار كار بزرگي را از آنها داشته باشيد. بيشتر مردم مي‏گويند توكل ما به خداست اما كمتر كسي ممكن است به خداوند توكل كرده باشد. اكثراً دعا مي‏خوانند اما نادرند كساني كه دعا را آموخته اند؛ و همه خدا دارند اما كميابند كساني كه خدا را يافته‏اند. »

خداوند بنابر آنچه كه در قرآن كريم فرموده پاسخگويي به دعا كننده را بر خود واجب فرموده پس به قول بزرگي : « اگر تشخيص نداديد، اگر نديديد و اگر نشنيديد، نگوييد كه نيست زيرا اين شماييد كه نمي‏بينيد و نمي‏شنويد. بسياري ديده و مي‏بينند. شنيده و مي‏شنوند، پس عجولانه قضاوت نكنيد.»

البته خواندن خداوند راه دارد. به قول همان بزرگ :

« بسياري از مردم به گونه‏اي خدا را مي‏خوانند كه انگار مرده‏اي را مي‏خوانند. به گونه‏اي با خداوند سخن مي‏گويند كه انگار با فردي كه وجودش خيالي است يا در دوردست‏ها سكونت دارد. در حالي كه خداوندِ زنده و حاضر از خودت به تو نزديكتر است. او، هستي توست...

 خدا را طوري بخوانيد كه انتظار پاسخش را داشته باشيد و خداوند، خواننده‏ي خود را حتّي پيش از خوانده شدن، پاسخ مي‏دهد. امّا از راه‏هاي خودش و با روش‏هاي خودش نه صرفاً آنطور كه شما تصور مي‏كنيد. او با علائم و تغييرات، با اتفاقات، با احساسات و انديشه‏ها، با بخشش‏ها و گرفتن‏ها (و...) پاسخ مي‏دهد...».

خواندن خداوند و نامهاي مقدس او از مهمترين كليدهاي استجابت دعا و رفع گرفتاريها و بيماريهاست.پس بياييد از اين به بعد خدا را آن گونه كه بايد بخوانيم . حداقل آن گونه كه «انساني بيدار، باعظمت، بينا، شنوا و ناطق را مي‏خوانيم.»

باشد كه شاهد باز شدن قفلها و گشوده شدن درهاي رحمت و بركت اش به روي خود باشيم .

شرح وتفسير : پ.ك

[1] قَالَ لاَ تَخَافَا إِنَّنِی مَعَکُمَا أَسْمَعُ وَأَرَی‏ (‌طه- آيه46) 


 

 

 

پيام هاي ديگران        PermaLink        دوشنبه، 2 مهر، 1386 - cheshmakesetare

شفا با عشق ( قسمت دوم )

گفتیم عشق موجب شفای روح و جان آدمی است وگفتیم که عشق سرشت روح ماست اما میخواهیم بدانیم چگونه؟

برای جواب این سوال، لازم است به اثرات ومکانیسم عشق اشاره ای بکنیم:

عشق موجب هماهنگی : 

 

    عشق چنان نيروي جاذبه و كششي دارد كه قادر است سيستم‌ها ی بدن انسان را تنظيم كند. مکانیسم آن مثل ذرات پراكنده‌ي فلز يا براده‌هاي آهن كه پراكندگي آنها هيچ معنايي را نمي‌تواند براي ما تداعي كند ولي وقتي كه کنار آن قانون مغناطيسي قوي وجود داشته باشد تمام براده ها به یک سمت و به یک جهت، همسو میشوند ودر یک نقطه واحد گرد هم می آیند، عمل می کند.

    بدن ما نیز سراسر ناهماهنگی وتضاد است . تنها نیرویی که درون ما را یکپارچه وهماهنگ می کند، عشق است زیرا عشق مي‌تواند هر ناهماهنگي در ذرات را هماهنگ كند و از اين طريق موجب یکپارچگی درونی می شود و بدين شيوه به شفای درون میپردازد.

دانشمندان ومحققین معتقدند، امكان ندارد کسی خاصيت شفا دهی درونی پیدا کند ولی عشق نداشته  نداشته باشد. اگر موسیقی درون تو به جریان در آمد،آنگاه پای عشق درکار است. منظور اینکه اگر ناگهان احساس هارمونی وهماهنگی عمیقی به تودست داد آنوقت پای عشق در کار است چون عشق موجب هارمونی میشود وچنان هماهنگی زیبایی ایجاد میکند که دیگر همچون اصوات ناموزون نیستی، بلکه نوای خوش اصوات موزون در توجریان پیدا میکند. 

    این هماهنگی ای عظیمی که در بدن بوجود می آید موجب شفای درون میگردد زیرا ریشه بیماریهای ما از تضادها وناهماهنگی های درونی ما نشات میگیرد.

 اثردیگر شفا بخش عشق ، سنخیت با هستی است .

    سنخیت یعنی نوعی همانندی. نوعی تشابه. انسانها امروزه از طبیعت خویش دور شده اند واز خود واقعیشان بسیار فاصله دارند وگرنه 

  انسان مثل الله است یعنی تمثیلی از خداوند.

    انسان با عشق مي‌تواند روح تناسب با تمام هستي را کسب کند.

    حداكثر سنخيت انسانها با چيست؟ وقتي كه به حداكثر شفافيت مي‌رسد با خدا بيشترين سنخيت را دارند.(باخالقشان)

و در آن لحظه مي‌گويند كه او خداگونه است. خداگونه يعني خدا نيست اما گونه‌ي خداست. گونه، يعني همانند. وقتي كه به آن حداكثر اعتلا و شفافيت دست پيدا كني ، آن وقت حداكثر سنخيت به معشوق را پيدا مي‌كني.مانند پیامبران واولياء حق و ...

واین برای انسانها تنها با عشق میسر است زیرا عشق راه نزدیکی ما به معشوق است وآنقدر ما را نزدیک میکند که انسان بیشترین شباهت را با معشوقش پیدا میکند وآنقدر شفاف میشود که خود واقعی اش نمایان میگردد.

پس دیگر اثری از آن همه حجابها ونقابها نخواهد بود واو کم کم در این جریان، سیر شفا را خواهد پیمود..

                                                    در پناه یگانه معشوق

پيام هاي ديگران        PermaLink        سه شنبه، 27 شهريور، 1386 - cheshmakesetare

شفا باعشق (قسمت اول)   

زندگی امروز ما یک زندگی صنعتی وکاملا ماشینی است از صبح 

 با صدای غیر طبیعی وگوش خراش زنگ ساعت بیدار میشویم،

صبحانه ای باعجله هرچه تمامتر می خوریم آنهم از موادی بسته بندی

 با تاریخ مصرفهای طولانی  و اولین سلاممان را به فضای دود آلود شهر

 باآنهمه ماشین و... وبعد به فضاهای دل انگیز کاری با محیط های سر شار

 از صداقت !!!  پا میگزاریم و...  خلاصه آخر شب شبیه مرده ای متحرک به چهار

 دیواریهایی به نام خانه ! باز می گردیم .

انسان امروز کمتر صدای رود خانه را میشنود ،کمتر به تماشای آسمان می نشیند

 وکمتر فضایی آمیخته با طبیعت و سکوتی دلنشین را تجربه می کند ، او کمتر از

 غذاهای سالم و تازه می خورد،او دیگر بسیار کم از کلمات زیبا استفاده می کند و...

انسان امروزی با دیروز فاصله ای بس عمیق دارد!!! گویی باقلب و رو حمان بسیار

 فاصله گرفته ایم، چه بسا  امروزه از بیماریهای مختلف رنج میبریم ، در زندگی 

 مشکل داریم و روزها و شبهای  بسیاری از ما در اندوه وهراس میگذرد و...

ما به دنیا می آییم اما بدون آنکه زندگی کنیم میمیریم بسیاری از انسانها

 حتی متوجه نمی شوند که به دنیا آمده اند چنان می آیند و میروند که گویی

 هر گز نیامده اند زیرا:

با عشق بیگانه اند، بیگانه با عشق آشنای خویشتن نیست عشق است

 که انسان را حقیقتا به دنیا می آورد . 

بدون عشق زندگی در  خوابی سپری میشود که به مرگ میماند ،

عشق طلیعه بیداری است عشق نور شفا بخش خداوند است.

 زیستن هدیه خداوند است به ما،این هدیه را فقط وفقط صرف عشق کنیم چرا که :

  عشق خداست، وزیستن در عشق زیستن در خداست.

عشق یکی از راه های دریافت شفای الهی است واصلی ترین وکوتاه ترین

 راه.عشق شفای درون است که نتیجه آن شفای بیرون نیز هست .

عشق مانندیک پل عمل میکند پل اتصال، پل رسیدن به دروازه زندگی.

عشق تجربه ای است که درآن تمام ناخالصیهای انسان زدوده می شود

 وانسان تطهیر می گردد.

درست همانطور که حرارت سرشت آتش است و خنکی سرشت آب،

 عشق سرشت روح است.بنابراین اول روح را شفا میدهد چون هر آن چه که

 به روح وابسته باشد انتهائی ندارد و نقطه پایان برای آن نیست ، بدن میمیرد ،

ذهن میمیرد ، ولی روح به بودن ادامه میدهد ،

بنابراین شفای اصلی شفای روح شماست.

که با آمدن عشق به زندگیتان میسر میگردد.

شفای دوم شامل قلب میشود که (نتیجه شفای روح است) ،

قلب در جائی هستکه نمیتواند لمس شود ، تنها خداوند است که

به قلبتان دسترسی دارد . وچون درطول زندگی این قلب سخت وسخت تر

 شده است ، بایستی به مصاف با زره درون خویش برویم ، عضلات سخت

 شده اند ، سرما بر قلبها سایه افکنده و زندگی بی روح است .

ولی هر قدم که دراین نبرد به پیش برویم ، راه هموارتر میشود وبه تدریج

 یخها ذوب شده و رودخانة شفا جریان می یابد.

تمامی انسانها باعشق پا به عرصه وجود می گذارد ولی در طول مسیرزندگییشان

 آن راگم می کنند . بدلیل این گم شدگی عشق در درون نوعی خلاء نوعی

 جای خالی ، نوعی تهی شده گی درما بوجود ،آمده است . ما بدنبال آن

 عشق هستیم ، نه خدا .زیرا ما هرگزخداوند را ندیده ایم . ولی اگر عشق را

دوباره باز یابیم  ، آنوقت پشت دراو ایستاده ایم!

زیرا ما خداوند را نمیشناسیم، او برای ما ناشناخته است پس حقیقت

 ما را احاطه کرده اما ما توان دیدن نداریم مشکل اصلی این است که

ما آن بینائی را نداریم . خورشید همواره در حال تابش است ، ولی ما نابینا اگر

 شما بینائی نداشته باشید ، حتی اگر خورشید بغل دست شما هم باشد ،

 چه می توانید بکنید ؟ شما قادر به دیدن آن نخواهید بود و درتاریکی باقی خواهید

ماند . بینائی لازم است . وآن بینائی عشق است ...

پس بینایی از دیگر اثرات شفا بخش  آمدن این موهبت آسمانی است[1]...

 در عشق تمامی درهای انسان باز میگردد زیرا در زیر باران خداوند قرار میگیرد

(باران شفا ). شاعر وعارف معروف کبیر:

ابرهای عشق

باریدند روی من

 قلبم را خیساندند

جنگل درونم را سبز کردند... 

آری چنین است آثار باران عشق.

اما چشمهای انسان بر روی ابرهای عشق معطوف نیست! فراموش نکنیم

 مرغ از آن روز زینت بخش سفره های ما شد که پرواز را فراموش کرد،

مرغ دل را رها کنیم تا عشق بورزد.

پيام هاي ديگران        PermaLink        سه شنبه، 20 شهريور، 1386 - cheshmakesetare

عشق نیروی عظيمِ درمانگر

برای آنها که عشق را شناخته اند ،برخلاف اذهان عمومی سلامت عقل  تنها در دنیای عشق  یافت می شود.آدم بدون عشق، شاید ثرو­تمند، سالم و­مشهور باشد، ولی هرگز سلیم العقل نیست، چرا­ که هیچ چیز درباره ارزشها­ی باطنی نمی داند.

تحقیقات نشان داده است که ا­نسانهای عاشق به روان درمانی احتیاج ندارند. در واقع عشق عظیم ترین نیروی درمانگر در زندگی است .دیوانگی معمولی، فاقد برنامه است. ولی این دیوانگی که آن را عشق می نامند، برنامه ای دارد که انسان را شادمان می کند، زندگی ات را آکنده از آهنگ و ترنمی دلپذیر می سازد ، این آهنگ موجب شفای درونی میگردد. بسیاری از بیماریها با عشق درمان میشو­ند زیرا ریشه بسیاری از بیماریها نفرت و فقدان عشق درونی است عشق نیرویی خارق العاده در تک تک سلولها جاری می سازد که همچون آبی بر روی آتش خشمها، نفرتها و...بقیه امراض درونی است.

پيام هاي ديگران        PermaLink        سه شنبه، 13 شهريور، 1386 - cheshmakesetare

پاسخي به يک ابهام !

چندي پيش يکي از کاربران محترم سايت مطلبي را در نقد مقاله درمانگري ، حقيقت يا توهم براي ما ارسال فرمودند. با توجه به عموميت ابهامات، و سوالاتي که در زمينه صحت و سقم  روش انرژي درماني وجود دارد  مناسب ديديم  متن سوال و پاسخ بخش علمي سايت را عيناً براي شما درج کنيم .

 

با سلام ٠ شايد از نظر شما هر چيزي را که گروهي با آن دچار مشکل هستند دروغ است ولي از نظر من که خودم و اطرافيانم درمانگر هستيم و به وضوح تاثير کار خود را چه از فاصله و حتي بدون شناخت فرد مقابل و چه از رو به رو مي بينيم اين حرف ها کذب نيست ٠ امروز ۶۰۰۰ سال است که بشر با انرژي ها درمان مي کند و روند انرژي ها را مي شناسند ٠ خوب است کمي به درمانگران مراجعه کنيد نه به مجلات و روزنامه ها٠ با تشکر

 

دوست عزيز همانطور که در بخش درباره ما هم گفته ايم يکي از اصول کار ما بيان واقعيتهاي هر روش درماني به دور از بزرگنمايي و يا تکذيب و تخريب است . بر همين اساس ، مطالبمان را نه تحت تاثير مجلات و روزنامه ها و بلکه با استناد به بررسيهاي معتبر و نتايج تحقيقات علمي تنظيم و منتشر مي کنيم .

 

ما منکر وجود انرژي و برخي از اثرات آن در درمان نيستيم.  انرژي درماني داراي فلسفه اي اصيل است اما متاسفانه اين روش نيز مانند ساير درمانهاي باطن گرا در طول قرون و اعصار متمادي جوهره اصلي خود را از دست داده و تنها پوسته ظاهري اش باقي مانده . منظور، روشهاي اجرايي صِرفي است که برخي آنرا انجام مي دهند و با بهره گيري از مکانيسمهاي ديگري نظير تلقين و اثر دارونما ، نتايج حاصله را به نام خود رقم مي زنند!

اما اينکه چه کساني واقعاً داراي توانمندي هاي چشمگير در انرژي درماني هستند و طيف اثر اين روش چقدر است جاي صحبت دارد.

همانطور که در يکي از مطالب منتشره قبلي نيز ذکر شده بر اساس نتايج مطالعات مراکز معتبر از جمله دانشگاه هاروارد انرژي درماني روشي نيست که بتوان آنرا به عنوان يک درمان جايگزين و مستقل براي درمان بيماري ها مورد استفاده قرار داد. اين روش بيشتر اثر تسکيني بر علائم بيماري دارد ولي در درمان ريشه ايي و علتي امراض ناتوان است.

از طرفي نمي توان نقش پذيرش بيمار و اثرات دارونمايي اين روش را در نتايج و آثار آن از نظر دور داشت . بر اساس ديدگاه دکتر هربرت بنسون از اساتيد دانشگاه هاروارد و بنيانگذار موسسه طب ذهن- بدن حتي بيش از نيمي از نتايج مثبت حاصل از درمانهاي دارويي معمول نيز به اثر دارونما ( پلاسبو) باز مي گردد چه رسد به درمانهاي انرژيايي! [1]

پديده خود تلقيني و باور از عوامل بسيار مهمي است که در مراجعه به درمانگران انرژيک باعث مشاهده نتايج مثبت در بيمار مي گردد، چيزي که کمتر انرژي درمانگري از آن اطلاع دارد يا منصفانه به آن اذعان مي کند.

از سوي ديگر ، حتي بر فرض اصالت درمانگر ، محدوده اثر انرژي درماني از حد بيماريهاي سطحي فراتر نمي رود . اين روش براي درمان بيماريهاي لاعلاج موثر نبوده و هنوز مطالعات علمي و اصولي حتي نتوانسته تاثير آن را بر بيماريهاي صعب العلاج ثابت کند.

نکته بسيار مهم ديگر اينکه انرژي درماني نيز مانند ساير درمانهاي باطني قواعد و اصولي دارد که کمتر کسي از آن مطلع است و آن را رعايت مي کند.

قبلاً در آموزه هاي درمان هماهنگ اشاره شد که در صورت برطرف نشدن ريشه و علت ،بيماري دير يا زود به شکلي ديگر و با متعلقات جديد ، شديدتر و پيچيده تر از قبل باز مي گردد. پس در درمان علامتي با اين روش امکان تشديد و عود بيماري بسيار زياد است.

بعلاوه، اگر ريشه بيماري در شرايط اطراف بيمار نباشد بلکه در بُعد باطني و روحي او مستقر باشد تسکين مرض با درمانهاي انرژيايي عواقب شديدي براي بيمار به دنبال دارد که ممکن است به مرگ او منجر شود. کدام انرژي درمانگر منصفي هست که با اطلاع از اين موضوع جان بيمار را به خطر بياندازد و به قيمت درمان ظاهري، او را دچار چنين عواقبي کند؟

اين موضوع در بُعد فيزيکي هم ثابت شده است. بر اساس مطالعات انجام شده و آمار حاصل از دنبال کردن ( Follow Up )  بيماران مشخص شده که اكثريت افرادي كه براى درمان خود به مراكز معتبر انرژى درمانى مراجعه كرده‏اند، على رغم بهبود نسبى علائم بيمارى ، پس از مدتى با تشديد بيمارى خود مواجه شده يا دچار بيمارى‏هاى هم خانواده شديدترى شده‏اند. درصد قابل توجهى از اين افراد بر اثر همين تشديد يا جهش نوع بيمارى مرده‏اند!

از وجه درمانگري نيز بايد اين را دانست که اقدام ناهماهنگ براي انرژي درماني و دخالت در حوزه هاي انرژيک و باطني افراد امکان انتقال بيماري به درمانگر را بسيار بالا مي برد و بعضاً عواقبي که بايد براي بيمار پيش بيايد تماماً متوجه درمانگر او مي شود. شايد يکي از دلايلي که باعث مي شود بسياري از درمانگران اين حوزه از بيماريهايي نظير سرطان و کلاً بيماريهاي لاعلاج بميرند همين باشد .

متاسفانه بسياري از انرژي درمانگران اين حقايق را انکار مي کنند در حاليکه اگر وارد حوزه انرژيک شديم و با ادبيات انرژيک سوال کرديم بايد با همين ادبيات نيز جواب بشنويم . نمي توان در اين ميدان وارد شد و به دخالت در قوانين اين حوزه دست زد اما پاسخهاي اين ميدان را که به زبان انرژيک  متوجه ما مي شود منکر شد و رد کرد .

علي رغم تمامي اين توضيحات بسيار شاهديم که برخي با ادعاهاي واهي در اين زمينه ( و البته با دريافت مبالغ گزاف) اصطلاحاً دست به انرژي درماني زده و جان بيمار را به خطر مي اندازند. در حاليکه اين گونه ميدانها ماهيتاً با شهرت طلبي و ثروت اندوزي منافات دارند و همين دست اعمال نشانه هايي محکم بر پوچ و توخالي بودن ادعاهاي مدعيان آنهاست.

به قول نويسنده يکي از مقالات جالب در اين زمينه : « براي دانستن اسرار، هزار شرط لازم است كه از اولين آن‌ها محرميت و ظرفيت و رازداري است. هر كس كه قيل و قال به راه انداخت و اسرار را داد زد اين خودش دليل بر بي‌خبري از سرّ و بيگانگي با اسرار است. اگر کسي دكان محصولات باطني راه انداخت و محصولات جعلي خود را به قيمت ناچيز به معرض فروش گذاشت بايد گفت که صاحب مغازه، اساساً‌ اهل باطن نيست و دلالي است در لباس فروشنده باطني.»

پيام هاي ديگران        PermaLink        چهارشنبه، 31 مرداد، 1386 - cheshmakesetare